مشاغل نامناسب؛ تعریف، ویژگیها و راهحل

مردم به دو دلیل کار میکنند: برای کسب درآمد کافی برای امرار معاش و انجام کاری که احساس کنند مهم است. ما دائماً با اخبار بازار کار «پررونق» بمباران میشویم و این درست است که کارفرمایان مشاغل زیادی اضافه میکنند اما مشکل این است که برخی از آنها، جز مشاغل نامناسب به شمار میروند. اگر میخواهید تعریف، ویژگیها و راهحل این مشکل را بدانید، همراه ما باشید.
ویژگیهای رایج مشاغل نامناسب
بسیاری از چیزها میتوانند یک شغل را نامناسب کنند. در غیر این صورت یک شغل خوب هم گاهی اوقات میتواند توسط مدیریت ضعیف، محیط کاری مسموم، یا عدم وجود مهارت، نامناسب شود. با این حال، به طور کلی، مشاغل نامناسب، مشاغلی هستند که به اساسیترین وعدههای یک شغل عمل نمیکند، مانند پرداخت حقالزحمه کافی برای زندگی و امنیت کاری. شغل بد باعث ایجاد مشکلات و بیماریهایی نظیر کاهش باروری، اپیدمی تنهایی، اختلالات روانی و… میشود. ویژگیهای رایج مشاغل نامناسب عبارتند از:
1. آنها دستمزد خوبی به شما نمیپردازند.
دستمزد باید کفاف هزینههای اساسی مانند خوراک، مسکن و…. را بدهد اما حقوق مشاغل نامناسب جوابگوی این نیازها نیست. متوسط دستمزد زندگی برای یک فرد مجرد در ایالات متحده 25297 دلار در سال است. برای یک خانواده سه نفره با یک والد شاغل، 49157 دلار خواهد بود. 18.6 میلیون کارگر (12.8 درصد از نیروی کار) کمتر از میانگین حداقل دستمزد دریافت میکنند که به 24544 دلار در سال برای یک کارمند تمام وقت میرسد. به عبارت دیگر، میلیونها آمریکایی که شغل دارند، درآمد کافی برای پوشش هزینههای اساسی خود و خانوادهشان را ندارند.
2. کارفرمایان بهرهوری را بر سلامت و رفاه کارکنان ترجیح میدهند.
امیلی گوندلز برگر، روزنامهنگار توصیف میکند که در مشاغل نامناسب علاوه بر دستمزدهای پایینی که در هر شغل به دست میآید، استرس منحصربهفرد ناشی از کار کردن در مکانی را نیز تحمیل میکند که به انسانها میگوید مانند روباتها عمل کنند. او مینویسد: «میلیونها نفر هر روز با هزارهها تکامل مبارزه و ناامیدانه تلاش میکنند تا چیزی اساساً متفاوت از آنچه که هستیم، باشند. «و زمانی که ناگزیر شکست میخوریم، خودمان را به خاطر اینکه [ربات] به دنیا نیامدهایم، با احساس گناه شکنجه میکنیم.»
بسیاری از همکاران او این مشاغل را خوب میدانستند زیرا نسبت به سایر مشاغلی که داشتند دستمزد بهتری دریافت میکردند یا کمتر طاقت فرسا و سخت بودهاند. اما مشاغلی که در تلاش برای کاهش هزینهها و افزایش بهرهوری، با انسانها مانند ربات رفتار میکنند، مشاغل نامناسب هستند. به طور کلی، تقریباً 8 میلیون آمریکایی در انبارها (1.1 میلیون)، مراکز تماس (3.3 میلیون) یا رستوران و فست فود (3.7 میلیون) کار میکنند و میلیونها نفر در صنایع دیگری مانند خرده فروشی مشغول هستند و به دلیل تشویق کارکنان به این امر که مانند ماشینها عمل کنند، معروف است.
3. مدیریت خرد بخشی از مدل کسب و کار است.
مسئولیتپذیری مهم است، اما کارکنان برای پیشرفت به سطحی از خود مختاری نیاز دارند. رفتار با آنان مانند چرخ دندهای در ماشین یا نادیده گرفتن نظرات و ایدههایشان، انسانیت کارکنان را بیارزش میکند و منجر به جدایی آنها میشود. گوندلزبرگر در کتابش توضیح میدهد که عملکرد او در انبار آمازون دائماً کنترل میشد تا زمان تعیین محل و انتخاب یک کالای خاص از میان مایلها ظروف ذخیرهسازی را تعیین کند. در مرکز تماس، رایانهها هر مکالمه تلفنی را زمانبندی میکردند و آنها را به مدیریت گزارش میدادند. در مکدونالد، مدیران، کارکنان را به خاطر اینکه با یک دقیقه تاخیر از زمان استراحت خود وارد میشوند، توبیخ میکردند.
4. مشاغل نامناسب غیرقابل پیشبینی و ناامن هستند.
تنوع ممکن است چاشنی زندگی باشد، اما مردم برای پیشرفت به ثبات نیاز دارند. اگر برنامه کاری یک کارگر هر هفته تغییر کند (همانطور که در مشاغل خرده فروشی و خدمات غذایی معمول است) یا اگر حقوق ثابتی دریافت نکنند (همانطور که برای بسیاری از افراد در اقتصاد رو به رشد گیگ صدق میکند)، ناامنی در دلشان وارد خواهد شد. بقیه عمرشان نیز جهت تامین امنیت و مراقبت از کودک، بودجهبندی هزینهها و حتی تشخیص زمان خواب، بینهایت پیچیدهتر میشود و زندگیشان را پر استرستر میکند.
شغل بد برای جامعه مضر است.

هنگامی که افرادی به مشاغل نامناسب مشغول هستند به اندازه کافی دستمزد نمیگیرند تا بتوانند حتی مخارج اولیه را نیز بپردازند، نمیتوانند پول خرج کنند پس اقتصاد رشد نمیکند. هنگامی که کارکنان مجبور میشوند سلامت و ایمنی خود را در معرض خطر قرار دهند، هزینههای مراقبتهای بهداشتی را افزایش میدهند. در این حالت ممکن است مجبور شوند موقعیت کاری را پیش از موعد ترک کنند که این امر اقتصاد را بیشتر تحت فشار قرار میدهد.
هنگامی که کارکنان در تخصص خود مشغول نیستند، سازمانهایی که آنها را استخدام میکنند متضرر میشوند زیرا بهرهوری، کارایی و ایدههایی را که کارکنان متعهد ارائه میدهند، از دست خواهند داد. ما تمایل داریم فکر کنیم که هر شغلی بهتر از بیشغلی است، اما مشاغل نامناسب اغلب به نفع کارفرمایان هستند در حالی که به طور فعال به کارکنان و جوامع آسیب میرسانند. برای ایجاد مشاغل خوب همهی ما باید بیشتر تلاش کنیم.
برای ایجاد شغل خوب چه کنیم؟
شرکتها باید بهتر عمل کنند. آنها میتوانند با پرداخت حقوق بیشتر به کارکنان و سرمایه گذاری منابع برای کمک به پیشرفت همه کارکنان، شروع کنند. همچنین میتوانند دارندگان مشاغل نامناسب را از طریق آموزش و برنامههای راهبردی و با دادن استقلال به آنها برای تصمیمگیری و بهبود تجربه خود در کار، توانمند سازند. زینپ تون، کارشناس مدیریت، در کتاب خود به نام استراتژی مشاغل خوب، چندین شرکت را معرفی میکند که در هنر ارائه مشاغل خوب در صنایع (به ویژه خرده فروشی) تسلط دارند، جایی که کارکنان اغلب به عنوان هزینههایی در نظر گرفته میشوند که باید به جای داراییهایی که در آنها سرمایه گذاری شوند، به حداقل رسند. آیا این شرکتها کارکنان شادتر، رضایتبخشتر و متعهدتری دارند؟ اما کارکنان توانمند آنها به ایجاد شرکتهای سازندهتر، سودآورتر و انعطافپذیرتر کمک میکنند.
سخن پایانی
خبر خوب این است که مشاغل نامناسب اجتنابناپذیر نیستند و تحقیقات به طور مداوم نشان میدهد که چگونه شرکتهایی که مشاغل خوب ارائه میدهند، نسبت به شرکتهایی که به شغل بد متکی هستند، عملکرد بهتری دارند، به خصوص در طولانی مدت. کارفرمایان نیز میتوانند با صرف هزینههایی برای آموزش عالی و برنامههای سرمایه انسانی، نیروی کار با دستمزد کم را قادر سازند پیشرفت نمایند.
منبع: gravitypayments



